درمان موفق سرطان در کودکان؛ آغاز دوباره زندگی عادی
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، نجات جان کودکان مبتلا به سرطان به معنای پایان درمان نیست؛ بلکه آغاز مسئولیتی است که سالها پس از بهبودی ادامه خواهد داشت. کودکانی که موفق به غلبه بر سرطان شدهاند، باید بتوانند بدون عوارض ناتوانکننده به زندگی عادی خود بازگردند؛ هدفی که در کنار افزایش نرخ بقا، به یکی از دغدغههای اصلی متخصصان سرطان کودکان در سطح جهانی تبدیل شده است. افزایش میزان بقای این کودکان تنها به معنای نجات جان آنها نیست؛ کیفیت زندگی پس از درمان نیز به همان اندازه حائز اهمیت است.
در راستای اجرای برنامه سازمان بهداشت جهانی برای ارتقای درمان سرطان کودکان، موسوم به Global Initiative for Childhood Cancer (GICC)، و هدفگذاری این سازمان برای افزایش بقای این کودکان در کشورهای با درآمد کم و متوسط، توجه به درمانهای مبتنی بر ریسک و مراقبتهای شخصیسازیشده بیش از پیش مورد توجه متخصصان قرار گرفته است. میترا قالیبافیان، متخصص رادیوانکولوژی، به بررسی نقش درمان شخصیسازیشده در مدیریت مدولوبلاستوما، یکی از شایعترین تومورهای مغزی در دوران کودکی، پرداخت. وی بر این باور است که موفقیت درمان تنها زمانی معنا پیدا میکند که کودک پس از پایان درمان، با کمترین عوارض ممکن به زندگی عادی بازگردد.
قالیبافیان اظهار داشت: هدف سازمان بهداشت جهانی این است که تا سال ۲۰۳۰ میزان بقای کودکان مبتلا به سرطان در کشورهای با درآمد کم و متوسط به حداقل ۶۰ درصد برسد. در حال حاضر این میزان در این کشورها حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد است. وی افزود: بنابراین تا سال ۲۰۳۰ با جمعیت قابل توجهی از افرادی مواجه خواهیم بود که در کودکی به سرطان مبتلا شده و بهبود یافتهاند؛ افرادی که به آنها «بازماندگان سرطان» یا survivors گفته میشود. این افراد ممکن است در سالهای بعد با عوارض دیررس و جانبی ناشی از درمان مواجه شوند. به همین دلیل باید از هماکنون برای آن زمان آماده باشیم.
این متخصص رادیوانکولوژی ادامه داد: نخستین گام در این آمادگی به خود روند درمان مربوط میشود. از آنجا که بسیاری از عوارض ناشی از درمان ایجاد میشوند، درمانهای امروزی باید بهطور کامل حسابشده باشند و بر اساس سطح تهاجم بیماری انجام شوند. به این رویکرد، درمان مبتنی بر ریسک یا Risk-adapted Therapy گفته میشود. وی تصریح کرد: بیماری که در گروه پرخطر قرار دارد، احتمال عود بیشتری دارد یا بیماریاش تهاجمیتر است، باید درمان قویتری دریافت کند. طبیعی است که این فرد در آینده ممکن است با عوارض بیشتری مواجه شود، اما این عوارض قابل توجیه هستند؛ زیرا برای حفظ جان بیمار ناچار به استفاده از درمان شدیدتر بودهایم. با این حال، باید برای آینده این کودکان و مراقبت از عوارض احتمالی نیز برنامهریزی داشته باشیم.
قالیبافیان گفت: در مقابل، بیماری که در گروه کمخطر قرار دارد و احتمال عود بیماری در او کمتر است، باید درمان متعادلتری دریافت کند تا با عوارض کمتری روبهرو شود؛ بهویژه اینکه شانس بهبودی او نیز بیشتر است. بنابراین درمان باید متعادل باشد و در کنار افزایش بقا، ارتقای کیفیت زندگی بیمار را نیز به دنبال داشته باشد؛ یعنی فرد بتواند به شرایط عادی و پایه زندگی خود بازگردد.
وی افزود: با توجه به این دو نکته، یعنی درمان مبتنی بر ریسک و حفظ کیفیت زندگی، میتوانیم به بیماری مدولوبلاستوما بپردازیم. تومورهای مغزی، پس از لوسمی، از شایعترین تومورهای دوران کودکی هستند و متأسفانه از مهمترین علل مرگومیر ناشی از سرطان در کودکان به شمار میروند. در میان این تومورها، مدولوبلاستوما یکی از شایعترین مواردی است که به درمان چندتخصصی نیاز دارد.
قالیبافیان تاکید کرد: بر اساس رفتار تومور، یعنی اینکه تهاجمیتر باشد یا رفتار آرامتری داشته باشد، باید تصمیم بگیریم چه نوع درمان و با چه شدتی برای بیمار مناسب است. این همان رویکردی است که به آن «پزشکی شخصیسازیشده» یا «مراقبت شخصیسازیشده» گفته میشود. وی افزود: بدین ترتیب هدف سخنرانی، بررسی نقش درمان شخصیسازیشده در یکی از شایعترین تومورهای مغزی کودکان است؛ توموری که درمان آن به مشارکت سه روش اصلی، یعنی جراحی، پرتودرمانی و شیمیدرمانی، نیاز دارد. باید این روشها را بهگونهای به کار بگیریم که بر اساس رفتار تومور، علاوه بر درمان بموقع بیماری، کودک با عوارض کمتری به جامعه بازگردد.
قالیبافیان گفت: در کشورهای پیشرفته، این کودکان حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد شانس بهبودی دارند. اگر هدف ما نیز این است که در چارچوب برنامه GICC به چنین آماری نزدیک شویم، باید از هماکنون درمان کودکان را بهدرستی انجام دهیم؛ بهگونهای که هم بهبودی حاصل شود و هم عوارض درمان تا حد امکان کاهش یابند.
وی افزود: در مؤسسه محک، برای تحقق چنین رویکردی، چند سال است که هم موضوع درمان چندتخصصی و هم راهبرد تحول درمان پیگیری میشود. قالیبافیان گفت: البته موضوع دیگری نیز وجود دارد. معمولاً وقتی صحبت از زیستشناسی مولکولی میشود، نخستین واکنش کادر درمان این است که امکانات لازم برای انجام چنین بررسیهایی در کشور بهطور کامل در دسترس نیست. این چالش باید در شرایطی بررسی شود که بخش عمدهای از موارد سرطان کودکان در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط رخ میدهد و هدف برنامههای جهانی، افزایش پیشآگهی و میزان بقای کودکان در همین کشورها است.
وی افزود: اگر همه دستاندرکاران، نه تنها در بیمارستان محک بلکه در سایر مراکز، به اهمیت این موضوع باور داشته باشند و همه با یک هدف مشترک حرکت کنیم، در نهایت میتوان برای این مشکلات راهحل و مسیر مناسبی پیدا کرد. قالیبافیان گفت: در نهایت، رویکرد درمان شخصیسازیشده نه تنها یک انتخاب علمی، بلکه یک ضرورت برای آینده بیماران مبتلا به سرطان است. عبور از درمانهای «یکنسخه برای همه» به سمت درمانهای دقیق و مبتنی بر ریسک، تلاشی است برای اینکه «بقا» تنها یک عدد در آمار نباشد، بلکه به معنای بازگشت بیماران از جمله کودکان مبتلا به سرطان به آغوش زندگی و آرزوهایشان باشد.