اهدای خون؛ از معضل تجاری تا تقویت سرمایه اجتماعی
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری، محمود هادیپور در یادداشتی به مناسبت نهم مرداد، روز ملی اهدای خون، بیان کرد: در دهههای چهل و پنجاه شمسی، با گسترش شهرنشینی و شکلگیری طبقه متوسط جدید، نیاز به درمان در کشور افزایش یافت. با این حال، تأمین خون مورد نیاز بیماران از طریق اهدای خون به ازای دریافت پول انجام میشد. موضوع فروش خون که در داستان «آشغالدونی» غلامحسین ساعدی و بهدنبال آن در فیلم «دایره مینا» داریوش مهرجویی به تصویر کشیده شد، حساسیت جامعه را در این زمینه برانگیخت. در نهایت، با وجود توقیف چندساله فیلم دایره مینا، با تدبیر دکتر فریدون علاء، سازمان انتقال خون ایران بهصورت یک شبکه کشوری و بر مبنای اهدای کاملاً داوطلبانه خون تأسیس شد.
با سقوط شاه در ایران، ساختار سازمان انتقال خون همچنان بدون تغییر باقی ماند و تنها نام آن از «سازمان ملی انتقال خون» به «سازمان انتقال خون ایران» تغییر یافت و جنبه دولتی این نهاد تقویت شد. این سازمان در دوران جنگ هشتساله، با جذب سرمایههای اجتماعی کشور که به دلیل همبستگی ناشی از جنگ قویتر شده بود، توانست نقش مؤثری در حمایت از بیماران و مجروحان جنگ ایفا کند. پس از جنگ، بحثی بر سر استقلال بیشتر سازمان انتقال خون و ایفای نقش نظارتی آن از یکسو و طرفداران ادغام بیشتر در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از سوی دیگر مطرح شد که این مباحث عمدتاً به دلیل دولتمحور بودن سیستم اجرایی کشور به نتیجهای نرسید.
در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰، سازمان انتقال خون تلاش کرد تا وظیفه تأمین داروهای مشتق از پلاسما که توسط دکتر فریدون علاء در این سازمان نهادینه شده بود، احیا کند؛ اما این تلاش به دلیل نفوذ صاحبان منافع در عرصه پلاسما به بیراهه رفت و جمعآوری پلاسمای پولی جای خود را به صنعت واقعی پلاسما داد. از سوی دیگر، تلاشهای چندین ساله سازمان انتقال خون برای بهرهبرداری حداکثری از سرمایه اجتماعی شکننده ایران به بنبست رسید و ناگزیر، روند تکیهبر اهدای فراخوانی و هیجانی همچنان ادامه یافت.
در حال حاضر، با توجه به اینکه سازمان انتقال خون ایران باید خون بیش از ۲۰ هزار بیمار تالاسمی کشور را تأمین کند، ضرورت تکیهبر اهداکنندگان مستمر و آگاه برای تأمین خون با سازگاری بالا برای این افراد دوچندان شده است. در این میان، آسیب به سرمایه اجتماعی داوطلب از طریق گسترش بیرویه مراکز پلاسمای پولی و حذف نظارت سازمان انتقال خون بر این مراکز، میتواند تهدیدی جدی برای تأمین پایدار خون سالم و کافی باشد. واقعیت این است که تا امروز سازمان انتقال خون به برکت حضور مردم نوعدوست، کارکنان کوشا و بنیادی ضابطهمند توانسته خون مورد نیاز کشور را در برهههای حساس تأمین کند؛ اما حفظ و بهبود توان این سازمان برای انجام وظایف خود، نیازمند بازنگری در دستمزدهای نیروهای صف، بهینهسازی مصرف خون و بازنگری در سیاست جمعآوری پلاسما در کشور خواهد بود.